کارآفرینان بزرگ ریسکپذیراند یا ریسک گریز

کارآفرینان بزرگ ریسک پذیرند یا ریسک گریز

در مقالات، کتابها و سایت های حوزه کارآفرینی، موفقیت، مدیریت، کسب وکار و… به موضوع ریسک و ریسک پذیری خیلی اهمیت داده می شود بطوری که ریسک پذیری را یکی از ارکان اساسی موفقیت در کسب و کارهای نو میدانند.

آیا باید ریسک پذیر باشیم؟

      آدام گرانت در کتاب « نوآفرینی» نشان می دهد  که کارآفرینان و استارتاپ های مشهور  نه تنها اهل ریسک نبودند بلکه ریسک گریز بوده اند.  حتی شخصیت هایی چون: بیل گیتس، استیوجابز، جف بزوس و واربی پارکر و برای انجام ایده هاشون زیاد ریسک نکردند.


کارآفرینان ریسک پذیر بزرگی نیستند شما چطور؟

 تاجران موفق، کارآفرینان و مخترعین خیلی با احتیاط مسیر موفقیت را طی کرده اند. مثلا پیرامیدیار وقتی سایت حراجی اشeby   را استارت زد  تا ۹ ماه بعدش به کار برنامه نویسی ادامه داد و تنها وقتی  بازارچه آنلاین اش درآمد خالص اش بیش از شغل اش شد کارش را رها کرد.

« لیندا روتنبرگ» بر اساس چند دهه تجربه آموزش کارآفرینان بزرگ دنیا چنین می گوید:

« « بهترین کارآفرینان بزرگترین ریسک کنندگان نیستند آنها ریسک پذیری را بدون ریسک می کنند

     البته این به این معنی نیست که با ریسک کردن های متوسط دائما در میانه راه باشیم. بلکه نوآفرینان موفق در یک مسیر ریسک های شدید می کنند  و آن را با احتیاط شدید در مسیر یا جایگاه دیگری متوازن می سازند.

مثل « بهروز فروتن» که شروع  تولید مواد غذایی را با احتیاط از آشپزخانه و زیر زمین شروع کرد وقتی به ادامه کار ایمان پیدا کرد منزل مسکونی اش را فروخت و با جسارت تمام در کسب  وکارش سرمایه گذاری کرد.

کارآفرینان بزرگ ریسک پذیرند یا ریسک گریز

سارا بلیکلی پرریسک نبود

  « سارا بلیکلی»در ۲۷ سالگی  ایده جدید  تولید جوراب شلوارهای تا مچ پا را پدید آورد و با سرمایه گذاری تمام ۵۰۰۰ دلار پس اندازش  در این کار ریسک بزرگی کرد. او برای متوازن کردن سبد ریسکش به مدت ۲ سال در شغل تمام وقتش،  فروش  دستگاه های دورنگار باقی ماند و شب ها و آخر هفته ها را صرف ساختن نمونه اولیه می کرد.

سارا با صرفه جویی در هزینه، خودش ثبت نام  پروانه اختراعش را  انجام داد و  وکیل نگرفت.پس از اینکه در نهایت شرکت اسنپکس را راه اندازی  کرد، به جوانترین میلیاردر خودساخته جهان تبدیل شد.

« هنری فورد» کارخانه اتومبیل خود را در حالی راه اندازی کرد که به عنوان مهندس ارشد برای توماس ادیسون کار میکرد. چون شغلش امنیت لازم را برای امتحان کردن اختراعات جدیدش را به او می داد.

 فورد کار برای ادیسون راتا ۲ سال بعد از ساختن یک کاربراتور و تا یک سال بعد از دریافت پروانه اختراع آن ادامه داد.

http://oxcel.ir/wp-content/uploads/2019/02/%D8%A8%D8%AE%D8%AA%DB%8C%D8%A7%D8%B1%DB%8C-2.jpg

« بابک بختیار» هم بعد از ثبت برند آیس پک خودش تنهایی کسب وکارش را مدیریت کرد و تا زمانی که به کارش ایمان پیدا نکرد نه نیرو استخدام کرد و نه شعبه جدیدی راه اندازی کرد.

       شرکت « واربی پارکر» ( فروش عینک آنلاین) هم برای احتیاط بیشتر بجای یک ۱  مدیر اجرایی۲ نفر از تیم را به عنوان مدیر اجرایی انتخاب کرد تا از بهتر انجام شدن کارها مطمئن تر شود و همه تیم (۴ نفر ) در کلاس کارآفرینی شرکت کردند تا ایده خود را خوب صیقل دهند و هر ۴ نفر سرکار خود بودند تا وقتی که شرکت نوپا به درآمد و شرایط ایده آل رسید.

واقعیت چه می گوید:

     شواهد و آمارها نشانگر  اینست که کارآفرینان بزرگ ریسک کردن را بیشتر از بقیه دوست ندارند. در پژوهشی که با حضور بیش از ۸۰۰ آمریکایی انجام شد. از کارآفرینان و بزرگسالان شاغل  سوال شد که از بین ۳ سرمایه گذاری خطرناک زیر ، ترجیح می دهند کدام را راه اندازی کنند:


۱سرمایه گذاری که ۵۰ میلیون دلار  سود دارد و ۲۰درصد شانس موفقیت


۲سرمایه گذاری که ۲۰ میلیون دلار  سود دارد و ۵۰درصد شانس موفقیت


3-سرمایه گذاری که ۱۰ میلیون دلار  سود دارد و ۸۰درصد شانس موفقیت

      باعث شگفتی بود که اکثر کارآفرینان موفق، گزینه ۳ را انتخاب کردند و نویسندگان و محققین نتیجه گرفتند که : « متوجه شویم که کارآفرینان به شکل معنی داری ریسک گریزتر از سایر مردم اند.»

     افراد نوآفرین، نگرششان به ریسک متفاوتند. برخی از آنها قماربازانی بی کله اند!!! برخی دیگر وسواس حسابگرند. برای نوآفرین شدن باید کار جدیدی  را امتحان نکنید که به معنی  پذیرش اندازه ای از ریسک است. اما موفق ترین نوآفرینان جگردارهایی نیستند که اول می پرند بعد نیگاه می کنند بلکه اول چترنجاتشان را ۳ بار چک می کنند و برای خاطر جمع شده تور ایمنی هم در پایین پهن می کنند

نتیجه گیری:

در کسب وکارمان چه کارهایی انجام دهیم که هم باعث رشد و پیشرفت شود و هم خطر ریسک کسب ما پایین باشد که از این بابت آسیب جدی به کسب وکار و سرمایه کار وارد نشود؟

اول سفارش بگیرید بعد تولید کنید:

متاسفانه بسیاری از تولیدکنندگان اول تولید می کنند بطوری که انبار و سوله ها را از تولیدات خود پر می کنند پر می شود سپس دنبال مشتری می گردند.

شرایط بازار می طلبد که ابتدا سفارش گرفته شود سپس اقدام به تولید شود. گرچه این روش تولید را پایین می آورد ولی در عوض ریسک را پایین می آورد و برای جبران این کار باید تولید کننده را بازاریابی کند و حداقل 1 هفته زودتر سفارش بگیرد تا مشکل تولید هم حل شود.

شاگردی کنید:

یک فرمولی که که افراد کارآفرین می توانند انجام دهند این است که خودشان سریع به تولید و راه اندازی کسب و کار نروند بلکه در کنار شخص دیگری که کسب و کار مشابه دارد فعالیت خود را آغاز کنند و کم کم کنار آنها راه و چاه را بیاموزند.

این شیوه همان روش استاد و شاگردی در قدیم است که بسیاری از کارآفرین موفق به این شیوه کار خود را شروع کرده اند.

اول کار دنبال لقمه گنده نباشید:

چون شما را تو بازار نمی شناسند باید با احتیاط عمل کنید تا قابل اعتماد شوید اولا صادق و خوش قول باشید دوما حتی سفارش های کوچک را با دقت و عالی انجام دهید چون این روش یک نوع سرمایه گذاری بلندمدت است شک نکنید که همین افرادی که به شما سفارش کوچولو می دهند در آینده فاکتورهای سنگین براشون می بندید.

به کسب وکارتان زمان دهید:

بر اساس یک تحقیق بین المللی معمولا درهر کسب و کاری تا دو سال نخست، سوددهی به میزانی که کارآفرین توقع دارد ایجاد نمی شود اما پس از دوسال رشد خوبی به خود می گیرد.


خیلی محدود فکر نکنید و قدم های بزرگ بردارید.

به تعداد اندکی مشتری قانع نباشید با تبلیغات مستقیم و غیر مستقیم دایره مشتریانت را گسترش دهید. در هر نوبت با کارهای خلاقانه مشتریانت را غافلگیر کن تا عاشق خودت و کارت شوند.. مطالعه، همایش، و سمینارهای مفغید و کاربردی را فراموش نکنید.

    در نهایت لازم به ذکر است که اگر خواستیم در کسب وکارمان رشد داشته باشیم و ریسک را کاهش دهیم باید ریسک متوازن ایجاد کنیم و دوم اینکه ایده و تجارتمان خاص و پرریسک باشد ولی روش چگونگی انجام با تمام دقت انجام شود و گام به گام….

نویسنده: ابراهیم اسدی/ مربی فروش

0 پاسخ

پاسخ دهید

میخواهید به بحث بپیوندید؟
مشارکت رایگان.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

14 − 5 =